سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید رضا تقوی با موضوع نگرانی پیامبر برای آینده امت و خطر نفاق، در جمع اهالی فرهنگ و سیاست؛ دفتر مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران

 

 

 

نگرانی پیامبر (ص) برای آینده امت و خطر نفاق

 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین، صلوات و سلام بر سیدنا و نبینا، ابی‌القاسم المصطفی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و رحمة الله.

 

رحلت پیامبر و سنگینی بار رسالت

 

در روزهای آخر ماه صفر، حوادث بسیار مهمی در تاریخ اسلام رخ داده است که هر کدام از این حوادث، خود قابل توجه و بحث است. رحلت رسول خدا (ص) را داریم که بیست‌وسه سال زحمت کشید، اذیت‌ها و آزارهای فراوانی را تحمل کرد؛ چنانکه خود می‌فرماید: «مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ» (هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد). این بدان معناست که اگر رنج و آزار همۀ پیامبران را در یک کفه بگذاریم و رنج و آزار پیامبر اسلام (ص) را در کفه دیگر، اذیت‌ها، گرفتاری‌ها، مشقت‌ها و زحماتی که پیغمبر در این بیست‌وسه سال متحمل شد، از همه رنج‌ها و دردهای پیامبران بیشتر است.

 

آینده‌نگری پیامبر اکرم (ص) برای امت

 

یکی از وقایع عمده همین بود که امت اسلامی ناگهان متوجه شد که پیغمبر و رهبرش را از دست داده است. البته پیغمبر برای آینده فکر کرده بود. هیچ رهبری نیست که نهضت یا انقلابی را به وجود آورد و فکر کند که برای همیشه خودش حضور خواهد داشت. بلکه به اصطلاح، زیربنای کار و به تعبیر مهندسان، فونداسیون کار را به‌گونه‌ای می‌چیند و مستحکم می‌کند که آن نهضت همچنان ادامه داشته باشد و عده‌ای فرصت‌طلب نیایند تا روی خون‌ها و این زحمات پا بگذارند و مسیری را که با تحمل مشکلات به اینجا رسیده، از بین ببرند.

پیغمبر اکرم (ص) البته نسبت به آینده بسیار نگران بود. دسته‌ای از روایات با این تعبیر وجود دارد: «إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ» (من برای شما نگرانم). ما بارها این نگرانی را در صحبت‌های پیغمبر نسبت به آینده امت می‌بینیم که آن حضرت ابراز کرده‌اند و این‌ها هشداری برای مردم بود.

نکته دیگر اینکه، مردم را به «ثقلین» هدایت کردند. این هم یکی از راهنمایی‌های پیغمبر بود: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِی». این حدیث، راه آینده را نشان می‌دهد که شما باید کتاب خدا و در کنار آن، عترت را داشته باشید تا گمراه نشوید: «مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً». همۀ این‌ها ناظر به آینده است و پیغمبر آینده‌نگری می‌کنند.

یکی دیگر از راهنمایی‌های پیغمبر، واقعه «غدیر» بود. غدیر اوج این راهنمایی‌هاست که آینده را تضمین می‌کند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ». پس پیغمبر نسبت به آینده بی‌تفاوت نبوده و راه را دقیقاً مشخص کرده است؛ حتی مصداق را هم معین کرده است که: «فهذا علی مولاه». این نشان‌دهنده یک رهبر هوشمند است که البته با عنایت الهی و امر پروردگار: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ…» این هدایت‌ها و راهنمایی‌ها را بیان فرمود.

 

جریان نفاق، بزرگترین نگرانی پیامبر (ص)

 

نگرانی‌های پیغمبر به شکل‌های مختلفی از طرف خود ایشان نسبت به آینده اعلام شد. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های پیغمبر نسبت به امت، جریان نفاق بود. هم قرآن کریم بر مسئله نفاق تأکید فراوان دارد و هم پیغمبر اکرم (ص) در مورد جریان نفاق نسبت به آینده امت نگران بودند. در روایتی در بحارالانوار (جلد ۲، صفحه ۱۱۰) آمده است: «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ بَعْدِي» (ترسناک‌ترین چیزی که بعد از خودم برای شما از آن می‌ترسم)، «كُلُّ مُنَافِقٍ عَلِيمِ اللِّسَانِ» است؛ یعنی منافقی که زبان‌باز است، بلد است چگونه مطالب را کنار هم بچیند، بلد است چگونه فضا را تغییر دهد.

اگر بخواهیم به زبان امروز بگوییم، باید از منافقینی که «رسانه» دارند بترسیم. (آقای موسی‌پور قبل از جلسه راجع به رسانه صحبت می‌کردند که ما باید از رسانه‌ها استفاده کنیم. بعضی از مسئولین اصلاً به تذکرات، ملاقات‌ها، تلفن‌ها و توضیحات گوش نمی‌دهند و باید در رسانه آنچه را مصلحت است، با رعایت مصالح، بیان کرد). این حدیث شریف می‌گوید من از منافقی که زبان گویا و «سواد رسانه‌ای» دارد، می‌ترسم. منافقی که می‌داند با رسانه به عنوان یک ابزار چه کار کند. «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ بَعْدِي كُلُّ مُنَافِقٍ عَلِيمِ اللِّسَانِ». من از این وحشت دارم و امروز این را به عینه می‌بینیم.

 

نقش رسانه در باج‌گیری سیاسی؛ یک نمونه معاصر

 

(شاید این خبرها را از آقای سعیدی بشنویم ان‌شاءالله). همین چند روز پیش در آمریکا مسئله‌ای اتفاق افتاده بود که پنج، شش روز، هر روز با یکی از آقایان اهل رسانه بحث می‌کردیم. می‌گفت در کشور ما به آن توجه نشد. رسانه‌های صهیونیستی در آمریکا پرده کوچکی از فساد ترامپ را نشان دادند. در آمریکا مرد فاسدی بود (جفری اپستین) که یک سازمان فساد درست کرده بود و دختران زیر پانزده سال را از سراسر دنیا جمع می‌کرد، به آمریکا می‌برد و در اختیار مسئولان قرار می‌داد. این مرد فاسد را پنج، شش سال پیش گرفتند و در زندان گفتند خودکشی کرده تا پرونده‌اش رو نشود. یکی از کسانی که با او در ارتباط بوده، ترامپ است. رسانه‌ها پرده کوچکی از فساد او را در مورد ترامپ نشان دادند و گفتند ترامپ جزو این افراد بوده و با این شبکه ارتباط داشته است. او تکذیب کرد. فیلمی نشان دادند که تو کنار استخر نشسته‌ای و نقاشی می‌کنی. او اعلام کرد که من اصلاً نقاش نیستم و از نقاشی خوشم نمی‌آید. بلافاصله، رسانه‌های صهیونیستی نقاشی‌های او را در همان جلسات نشان دادند و گفتند تو اینجا این نقاشی‌ها را می‌کشیدی و نقاش خوبی هم بودی! که دروغ نگویی.

نتانیاهو به اروپا می‌رود و به صهیونیست‌های اروپا که با حمله به ایران مخالف بودند، می‌گوید اگر با ما همراهی نکنید، مسائل دیگر را هم رو می‌کنیم. می‌گفت همین یکی دو روز پیش، یکی از همین آمریکایی‌ها گفته بود که صهیونیست‌ها دارند از آمریکا باج می‌گیرند. گوشه‌ای از این پرونده‌ها را نشان می‌دهند و می‌گویند اگر همراهی نکنید… با رسانه و آن سلطان رسانه صهیونیستی (روپرت مرداک) که مرد کثیفی است و استرالیایی است و حالا خیلی پیر شده. امروز آمریکایی‌ها علناً اعلام می‌کنند که صهیونیست‌ها از رئیس‌جمهور آمریکا باج می‌گیرند و می‌گویند یا باید با ما همراهی کنید یا این پرونده‌ها را رو می‌کنیم. (ایشان خیلی توضیح می‌داد و مجلاتی را که خوانده بود، نشان می‌داد). گفت تازه یک گوشه خیلی ضعیفش را نشان دادند و بعد هم گفتند اگر همراهی نکنید که ما به ایران حمله کنیم و… ما تمام این برنامه‌ها را برملا می‌کنیم. این نقش رسانه است؛ حال چه رسانه باطل و چه رسانه حق.

 

چهره نفاق در قرآن کریم

 

پدیده نفاق، یک بیماری بسیار خطرناک است که ما معمولاً کمتر به آن توجه می‌کنیم. همیشه باید مراقب عامل نفوذی بود. چون منافقین لباس خودی دارند و با ادبیات خودی صحبت می‌کنند، تشخیص آن‌ها دشوار است و نمی‌توان مرزها را از هم جدا کرد. خاصیت نفاق همین است. «نفق» (ریشه نفاق) مانند آن کانال‌ها و سوراخ‌هایی است که موش صحرایی برای لانه‌اش درست می‌کند که اگر از یک طرف دنبالش کنند، از در دیگر بیرون برود. نفاق یعنی دوچهرگی؛ کسی که گفتار و اعتقادش یکی نیست.

«النِّفَاقُ أَخُو الشِّرْکِ»؛ نفاق برادر شرک است و با کفر آمیخته است و اخلاق را به فساد و رسوایی می‌کشاند. این‌ها تعابیری است که راغب اصفهانی در کتاب «مفردات» آورده است. جهاد با منافقین از جهاد با کفار سخت‌تر است. خداوند منافقین را بدتر از کافران می‌داند و معرفی می‌کند و با آیه ۱۴۵ سوره نساء استدلال می‌کند: «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ». یعنی پایین‌ترین و سخت‌ترین درجه جهنم برای منافقین است. برخی از قرآن‌پژوهان گفته‌اند یک‌دهم آیات قرآن مربوط به منافقین است.

 

ویژگی‌ها و شیوه‌های منافقین

 

این‌ها مسائلی است که باید به آن توجه کرد. قرآن می‌فرماید: «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ» (آنان دشمن‌اند، پس از آنان برحذر باش).

  • دروغگویی و شهادت ناحق: «إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ» (می‌آیند و شهادت می‌دهند که تو رسول خدایی)، اما در آخر آیه آمده: «وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ» (خدا شهادت می‌دهد که منافقین دروغگویند).
  • استفاده ابزاری از مقدسات: «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً» (سوگندهای خود را سپر خویش قرار دادند). «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ» (به خدا قسم می‌خورند).
  • تحقیر مؤمنان: به مؤمنان تهمت می‌زنند و آنان را سفیه و نادان فرض می‌کنند: «أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ». قرآن پاسخ می‌دهد: «أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ».
  • ادعای اصلاح‌طلبی: داعیه اصلاح‌طلبی دارند، اما حاضرند به خاطر یک دستمال، قیصریه‌ای را به آتش بکشند. «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ».
  • تخریب شخصیت رهبری: «وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ»؛ یعنی پیغمبر فقط یک گوش شنواست و خودش فکری ندارد. قرآن پاسخ می‌دهد: «قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ».
  • ایجاد تفرقه و تضعیف جبهه خودی: منافقین به‌شدت از رهبری جلوگیری می‌کنند. می‌گویند: «لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا» (به یاران پیامبر کمک نکنید تا پراکنده شوند). و می‌گویند: «لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ».

 

هشدار نسبت به نفاق در شرایط امروز

 

به هر حال، یکی از جریان‌های بسیار مهم، نفاق است. نفاق در شرایط ویژه‌ای به میدان می‌آید که باید خیلی متوجه و مراقب باشیم؛ مثل شرایط فعلی که آمریکا ما را به مذاکره دعوت می‌کند. مذاکره یعنی تسلیم. در چنین شرایطی، عده‌ای اطلاعیه می‌دهند و فضا را آماده می‌کنند و می‌خواهند یک ملت را به تسلیم وادارند و روی خون همه شهدا پا بگذارند و قدرت نظام را نادیده بگیرند.

خداوند ان‌شاءالله به ما توفیق، قدرت و بصیرت بیشتر عنایت کند.