فرهنگ شهادت و اقتدار ملی
متن سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سیدرضا تقوی در مراسم اربعین امام مجاهد شهید، مصلای رشت
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالمین، ابیالقاسم محمد، صلی الله علیه و آله و سلم، و اللعنة علی أعدائهم أجمعین.
خداوند حکیم در کتاب خود میفرماید:
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ.»
در مراسم اربعین تدفین امام شهیدمان و رهبر فرزانه انقلابمان و به یاد همه شهدایی که در این ایام به شهادت رسیدهاند، گرد هم آمدهایم تا از والاییها و عظمت فرهنگ شهادت، جهاد و مبارزه تجلیل و تکریم کنیم.
در سراسر کشور، در این روزها و شبها، مردم قدرشناس و نمکشناس ایران اسلامی، همراه با خانوادههای معظم شهدا، مسئولان خدمتگزار و آحاد ملت، اجتماعاتی را تشکیل میدهند تا وفاداری خود را نسبت به آرمانهای شهدا و همچنین نظام مقدس جمهوری اسلامی، با برگزاری اینگونه جلسات، ابراز و اعلام کنند.
گیلان؛ دیار پیشینههای درخشان فرهنگی و دینی
استان گیلان نیز همانند دیگر استانها، با مردم خوب و شایستهای که داشته و دارد، از سوابق فرهنگی بسیار بالا و پیشینه تمدنی ارزشمندی برخوردار است.
علمای بزرگواری در گذشته در این منطقه حضور داشتند، فرهنگسازی کردند، این فضا را پدید آوردند و آن را به دست ما سپردند. شایسته است یاد آنان را گرامی بداریم و از زحمات بزرگوارانی قدردانی کنیم که سالهای سال، و چهبسا چند قرن، از رحلتشان گذشته است و ما امروز ادامهدهنده حرکتهای آنان هستیم.
بهخصوص باید از علمایی یاد کنیم که در دوران خودمان حضور داشتند و گاه توفیق داشتیم به خدمتشان برسیم. آنان در این منطقه رسالتهایی بر عهده داشتند و مسئولیت خود را بهخوبی انجام دادند.
یاد آیتالله احسانبخش و خدمات علمی و فرهنگی ایشان
در همینجا از آیتالله بزرگوار، مرحوم آقای احسانبخش، یاد میکنم. پایهگذار این بنا، این گنبد، این بارگاه و این تشکیلات، ایشان بود. بنده در جریان فعالیتهای ایشان قرار داشتم و بارها از این منطقه بازدید کرده بودم.
ایشان تلاشهای بسیار ارزشمندی داشت؛ خوشمحضر بود و اخلاق نیکی داشت. در سالهای پایانی عمر نیز توجه ویژهای به احادیث اهلبیت عصمت و طهارت پیدا کرد و مجموعه «آثارالصادقین» را در کنار دیگر آثار خود تدوین کرد. احادیث را جمعآوری و موضوعبندی کرد و اثری ارزشمند در اختیار محققان، علما و گویندگان قرار داد.
البته در تاریخ علمی شیعه، عالمان بزرگی داشتهایم که احادیث اهلبیت را جمعآوری و متناسب با سبک و سیاق زمان خود موضوعبندی کردهاند؛ مانند کاری که در مجموعههایی همچون بحارالانوار و وسائلالشیعه صورت گرفته است. شیخ حر عاملی احادیث را گردآوری و موضوعبندی کرد و در اختیار فقها، علما و حوزههای علمیه قرار داد.
بسیاری از فقها نیز در استنباطهای فقهی خود از همین موضوعبندیها استفاده میکنند. ارزش کار کسانی که در حوزه حدیث فعالیت میکنند، همین است.
مرحوم آقای احسانبخش نیز متناسب با زمان ما، این احادیث را دستهبندی و عرضه کرد و در کنار آن، ترجمه فارسی نیز در اختیار علاقهمندان قرار گرفت. این کار، فعالیتی بسیار ارزشمند بود.
در روزگار ما چند شخصیت دیگر نیز چنین اقداماتی انجام دادند؛ برای نمونه، مرحوم آقای ریشهری مجموعه میزانالحکمة را ارائه کردند. در میان اهلسنت نیز چنین فعالیتهایی فراوان است و اصل این کار، کاری مفید و ارزشمند است.
آیتالله رودباری؛ عالمی که زندگیاش موعظه بود
همچنین از آیتالله رودباری، آن سید بزرگوار، یاد میکنم. من معتقد بودم هر زمانی که به این منطقه میآیم، اگر فرصتی فراهم شود، حتماً خدمت ایشان برسم و از صفا و معنویت ایشان بهره بگیرم.
مرد بسیار شریف و بزرگواری بود. تحصیلکرده حوزه علمیه نجف بود و بسیار زاهدانه زندگی میکرد. زندگی، رفتار و گفتار او خود یک درس بود. لازم نبود بر منبر بنشیند و مردم را موعظه کند؛ نوع زندگی و رفتارش، خود موعظه بود.
بنده ایشان را اینگونه شناختم. مصداق بارز این حدیث بود که میفرماید:
«کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»؛ مردم را با غیر زبانهایتان به راه حق دعوت کنید.
امام صادق(ع) نیز از شیعیان خود همین را میخواستند؛ اینکه تلاش کنید با عملتان مکتب اهلبیت را تبلیغ کنید، نه صرفاً با زبان.
زبان عمل از زبان گفتار مؤثرتر است؛ زیرا وقتی فردی به گفته خود عمل میکند، میفهمیم که خودش نیز به آنچه گفته، معتقد است. اما درباره کسی که تنها سخن میگوید، باید صبر کرد تا موقع عمل برسد و دید که آیا به گفته خود پایبند است یا خیر.
استمرار خط تبلیغ و فرهنگ دینی در گیلان
همچنین از حضرت آیتالله قربانی یاد کنیم که سالهای سال در جایگاه خطابه نماز جمعه قرار گرفت و مردم را موعظه کرد؛ هم با بیان خود و هم با قلم خود.
حدود نود تا صد کتاب از ایشان به یادگار مانده که کتابهای مفید و ارزشمندی است.
امروز نیز حضرت آیتالله فلاحتی همین جریان و خط فرهنگ دینی، تبلیغ، موعظه و تزکیه را ادامه میدهند. این مسئولیت امروز بر عهده ایشان گذاشته شده و ایشان باید ادامهگر این راه باشند.
اینها مسائلی است که باید به آنها توجه داشت. بهخصوص نسبت به گذشتگانمان که زحمت کشیدند و حتی بسیاری از آنان را ندیدهایم، باید قدردان باشیم. این سفره پرنعمت فرهنگ دینی و اسلامی را آنان آماده و آراستهاند.
پیشینه تشیع و مبارزه در تاریخ گیلان
مردم گیلان سوابق علمی بسیار خوبی در پرونده خود دارند. آبا و اجداد شما و بزرگان این منطقه در راه فرهنگ تشیع و فرهنگ اهلبیت تلاشها و زحمات فراوانی انجام دادهاند. باید قدر آنان را بدانیم و از یادشان نبریم.
این یکی از ویژگیهای برجسته مردم و منطقه گیلان است. نهتنها دشت و صحرای شما سرسبز است و در دامان این سرسبزی، آبهای مواج دریای خزر را دارید، بلکه سوابق تاریخی شما نیز سرسبز، بانشاط و زلال است.
هرجا که اسلام و بهخصوص تشیع به حضور و یاری نیاز داشته، مردم این منطقه جلودار بودهاند.
هر نقطهای از این استان سابقهای دارد. اکنون فرصت نیست که نقطهبهنقطه به آنها بپردازم؛ زیرا عنوان جلسه موضوع دیگری است، اما اشاره و یادآوری آنها خوب است:
«فَإِنَّ الذِّکْرَىٰ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ»؛ تذکر برای مؤمنان سودمند است.
به لاهیجان و پرونده تاریخی این شهرستان نگاه کنید. لنگرود را ببینید. علما، شعرا و شخصیتهای برخاسته از این مناطق را در حوزههای علمیه نجف و قم و در تاریخ علمی کشور بررسی کنید؛ خواهید دید چه شخصیتهای بزرگی از این دیار برخاستهاند.
در عرصه مبارزات سیاسی و انقلابی نیز سردار جنگل را دارید که افتخار ایران و افتخار منطقه گیلان است. هرجا در ایران نام این شخصیت بزرگ برده میشود، مردم در برابر اخلاص، ایمان، دلبستگی او به استقلال کشور و آزادی مردم و روحیه بیزاریاش از دشمن و متجاوز سر تعظیم فرود میآورند.
تاریخ زندگی او را حتماً خواندهاید.
بنابراین، گیلان چنین استانی است. قدر این خانه و این منطقه را بدانیم و نسبت به نعمتهایی که داشتهایم و داریم، قدردان باشیم.
خانوادههای شهدا؛ صاحبان حقیقی این عزت
خواستم در این مجلسی که به نام امام شهیدمان و در اربعین اماممان تشکیل شده، در حضور شما مردم خوب و خانوادههای معظم شهدا، به این نکات اشاره کنم.
هرچه داریم از شهدا داریم؛ هرچه داریم از شهدا داریم. ما مدیون شهدایمان هستیم.
در حضور خانوادههای معظم شهدا، روحانیت معظم، مدیران اصلی و کلیدی استان و استاندار پرتلاش و خوب شما عرض میکنم که در این ایام جنگ، مدیریت استان بهخوبی خود را نشان داد.
همین حالا نیز به جناب آقای فلاحتی عرض کردم که ما در تهران، از آنجا که اخبار سراسر کشور را دریافت میکنیم و گاهی در جلسات، گزارش استانها ارائه و تجزیهوتحلیل میشود، شاهد بودیم که گیلان یکی از استانهایی بود که پس از اغتشاشات و اقدام جنایتکارانی که به اموال مردم حمله کردند، آتش زدند، خیانت کردند، آن پرستار مظلوم را به شهادت رساندند و آن مسائل را به وجود آوردند، توانست با مدیریت و درایت مناسب، مسئله را بهخوبی جمع کند.
در شهرهای دیگر نیز کموبیش چنین مسائلی وجود داشت و مدیران در این ایام جنگ خوب درخشیدند.
مدیریت کشور در شرایط جنگ و بحران
دولت اجازه نداد فروشگاهها تخلیه شوند و اجازه نداد اقلام معیشتی مردم دچار کمبود شود. اینها را باید قدر دانست.
بحث رزمندگان مسئله دیگری است که به آن اشاره خواهم کرد، اما مدیریت کشور در چنین شرایطی بسیار مهم است و باید قدر آن را دانست.
دیشب در لنگرود، در برابر مردم خوب آن شهر و در آن اجتماع باشکوه، عرض کردم که ما در ایام جنگ، حتی با وجود اینکه بعضی مراکز درمانی مورد اصابت قرار گرفته بودند، وقتی بیماری مراجعه میکرد، او را بیرون نمیکردیم؛ پذیرفته میشد، درمان و معالجه میشد.
دستگاههای خدماتی ما همه در خدمت مردم بودند و به مردم خدمات ارائه میدادند و این نشانه مدیریت و اقدامی بسیار ارزشمند است.
البته بحث گرانیها و تورم عوامل دیگری دارد که میدانیم و درباره آنها نیز سخن گفته شده است.
در همان شرایطی که موشکها از بالای سر مردم عبور میکرد و در میدان انقلاب، در کنار جمعیت، موشک اصابت کرد، حتی یک نفر از جمعیت خارج نشد. اینها نعمت و برکت است.
پس از آن اغتشاشات نیز، با حضور شما مردم، مسئله حل شد و امنیت کاملاً برقرار گردید.
نیروهای امنیتی، دستشان درد نکند و اجرشان با شهدا؛ کشور را بهخوبی حفظ کردند، درحالیکه دشمن از چهار طرف برنامهریزی کرده بود.
هوشیاری مردم در برابر طرح تجزیه ایران
دشمن از شرق و غرب و از جنوب و شمال کشور برنامهریزی کرده بود تا ایران را تجزیه کند؛ اما شما مردم هوشمند، وقتشناس و هوشیار به میدان آمدید و در کنار نیروهای لایق و شایسته امنیتی کشور ایستادید.
امنیتی که امروز مشاهده میکنیم، مسئله سادهای نیست.
دشمن برنامه دارد و هنوز نیز دستبردار نیست. به دنبال آن است که ایران را قطعهقطعه و به چند کشور کوچک تقسیم کند تا بتواند به اهداف شوم و پلید خود برسد و قدرتی به نام ایران وجود نداشته باشد.
تحلیل دشمن این است که ایران یک قدرت است؛ چون بزرگ است، امکانات دارد و نیروی انسانی دارد. آنقدر بزرگ است که در برابر بزرگترین ارتش دنیا، یعنی آمریکا، میایستد و دماغ متکبرانه یک ابرقدرت را به خاک میمالد.
این ملت آنقدر بزرگ است که حتی کسانی که دم از ابرقدرتی میزنند، متحیرند که با چه ملتی روبهرو هستند.
ملت ایران چنین ملتی است.
امام شهید ما زنده است
اکنون میخواهم در چند دقیقه، درباره برخی مسائل و کارهایی که امام شهیدمان انجام دادند، به نکاتی اشاره کنم.
ابتدا به امام شهیدمان عرض میکنیم و در عین حال به دشمن پیام میدهیم که:
امام ما زنده است. امام ما حضور دارد.
سخنان، رهنمودها و بیانات او همچنان در میان مردم حضور دارد. این همان امامی است که بیش از یکصد و هفتاد شب، مردم ایران را به میدانهای شهرها آورده است. امام ما حضور دارد.
به قول فروغی بسطامی:
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را؟
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را؟
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
امام ما حاضر است.
راز زندهبودن شهید و ماندگاری خون شهادت
دلیل اینکه میگوییم شهدا زندهاند، همین است. اثر و موج خون شهید، نفس شهید، کلام شهید، سیره و سنت شهید باقی میماند.
آیا پس از هزار و چهارصد سال، وقتی محرم فرا میرسد و ایران تبدیل به یک حسینیه بزرگ میشود، میتوان گفت حسینبنعلی(ع) از میان رفته است؟
هرگز.
او زنده است؛ آنچنان زنده و مؤثر که پس از بیش از هزار و چهارصد سال، انقلابی در ایران اسلامی به وجود میآورد.
انقلاب اسلامی ما شاخهای و شعلهای از انقلاب عاشوراست. از روز نخست نیز گفتیم:
نهضت ما حسینی است.
«هیهات منالذله»؛ پیام ملت ایران به دشمنان
ای مردم دنیا! بدانید. ای ترامپ، ای نتانیاهوی جلاد و خائن که مردم مظلوم فلسطین و غزه را به آن روز رساندهاید، و ای صهیونیستها! بدانید که نهضت ما حسینی است.
این حرف اول و آخر ماست.
اگر از میان این ملت ندای «هیهات منالذله» برمیخیزد، این ندا را از دل فرهنگ عاشورا گرفتهایم.
اگر مردم ما، از بزرگ و کوچک و زن و مرد، بر سر و سینه میزنند و میگویند:
«حسین، حسین شعار ماست؛ شهادت افتخار ماست»
این همان فرهنگ عاشوراست.
هنر امام کبیر و امام بزرگوار ما این بود که از آن فرهنگ وام گرفت، فرهنگ عاشورا را به دل اجتماع آورد و آن را در جامعه پیاده کرد و نتیجه آن، انقلاب اسلامی شد.
پیوند فرهنگ ایثار مردم ایران با عاشورا
کدام ملت است که مادر، فرزند خود را از زیر قرآن رد کند و بگوید: برو به جبهه؛ و چند روز بعد، هنگامی که پیکر قطعهقطعه فرزندش را بازمیگردانند، بگوید:
خدایا! این قربانی را از ما قبول کن.
این همان فرهنگی است که زینب کبری(س) در قتلگاه و در کنار بدن قطعهقطعه برادر خود به نمایش گذاشت.
ملت ما، زنان ما و مردان ما با این فرهنگ آشنا هستند.
نکته نخست این است که امام ما حضور دارد؛ برنامهها، رهنمودها و راه او حضور دارد.
پرچمی که امام کبیر ما به امام شهید ما سپرد، امروز بر شانه امام جدیدمان، فرزند شایسته و برومند امام شهیدمان، در اهتزاز است.
این همان پرچم عاشوراست. این خط همان خط و این راه همان راه است.
چرا سازش با آمریکا با منطق عاشورا سازگار نیست؟
برخی میپرسند: چرا با آمریکا کنار نمیآیید؟
دلیلش همین است.
امام حسین(ع) دست پاک و مطهر خود را در دست پلید یزید قرار نداد. فرمود من با یزید بیعت نمیکنم؛ بیعت نکرد و در این راه به شهادت رسید.
انقلاب عاشورایی همین است.
نباید بگوییم: «آقا کنار بیاییم، بگذریم و مصالحه کنیم.»
مقتدای ما حسینبنعلی(ع) است. او با یزید صلح نکرد و با یزید کنار نیامد.
یارانی هم که در اطراف امام حسین(ع) بودند، مصمم ایستادند و همگی اعلام آمادگی کردند. وقتی امام در شب عاشورا فرمود فردا همه کشته خواهید شد و میتوانید بروید، آنان ماندند و از اینکه فرصت شهادت در رکاب فرزند فاطمه(س) برایشان فراهم شده بود، استقبال کردند.
این امام بود و این نیز مردم وفاداری بودند که در اطرافش حضور داشتند و ایستادگی کردند.
هیچ انقلابی بدون حضور مردم پیش نمیرود
امروز نیز شما مردم بسیاری از مشکلات را حل کردهاید و باز هم حل خواهید کرد.
اگر مردم در صحنه نباشند، هیچ انقلابی پیش نمیرود و هیچ رهبری نمیتواند به نتیجه برسد.
آیا پس از پیامبر اسلام(ص)، شخصیتی بالاتر از امیرالمؤمنین علی(ع) سراغ دارید؟ وقتی مردم همراهی نکردند، آن حضرت بیستوپنج سال خانهنشین شد.
بر امام مجتبی(ع) نیز شرایطی را تحمیل کردند؛ چرا؟ چون مردم همراهی نکردند.
اما مردمی مانند مردم ما، این فداکاریها را انجام دادند و در میدان حضور پیدا کردند.
هدف راهبردی رهبر انقلاب؛ ساختن ایران مقتدر
رهبر ما چند کار مهم انجام دادند که میخواهم بهصورت فهرستوار به آنها اشاره کنم.
نخست اینکه به دنبال ساختن یک ایران مقتدر بودند؛ چون خودشان رهبری مقتدر بودند و میخواستند ایران نیز کشوری قدرتمند باشد.
تمام تلاشهای ایشان در جهت افزایش قدرت ایران، در بخشهای مختلف بود. همواره توصیه میکردند کشور را به سمت پیشرفت و قدرت ببرید.
این اقتدار هم در عرصه قدرت نرم و هم در حوزه قدرت سخت دنبال شد.
بخش نخست: تقویت قدرت نرم ایران
فرهنگ؛ هوای تنفسی جامعه
در جنگ نرم، مهمترین موضوع قدرت فرهنگی است؛ همان حوزهای که دشمن امروز از آن طریق به جنگ ما آمده است.
حضرت آقا نسبت به فرهنگ و مسائل فرهنگی بسیار حساس بودند.
میفرمودند فرهنگ مانند هواست. اگر هوا نباشد که تنفس کنیم، نمیتوانیم زنده بمانیم. اگر فرهنگ شفاف، پاک و باصفایی نداشته باشیم، جامعه نیز دچار مرگ و فرسایش میشود.
مضمون فرمایشات ایشان چنین بود و به همین دلیل نسبت به مسائل فرهنگی اهتمام بسیار داشتند.
جهاد تبیین؛ مکمل جهاد میدان
یکی از رهنمودهای مهم ایشان مسئله جهاد تبیین بود؛ اینکه باید مسائل را تبیین و حقایق را تبلیغ کنیم.
ما هم جهاد شمشیر داریم و هم جهاد تبیین.
امام حسین(ع) برای هر دو برنامه داشت. تا ظهر عاشورا، جهاد شمشیر بود؛ مجاهدان سینهبهسینه دشمن میجنگیدند و خون میدادند. اما از ظهر عاشورا به بعد، جهاد تبیین آغاز شد.
چرا امام حسین(ع) زنان و کودکان را همراه خود آورد؟
برای اینکه جهاد میدان و شمشیر، با جهاد تبیین تکمیل شود.
اگر تبیین نباشد، دشمن تلاشها و مجاهدتهای رزمندگان و مجاهدان را تحریف و نابود میکند.
اگر ما امروز کربلا را میشناسیم، از برکت جهاد تبیین است؛ همان کاری که حضرت زینب(س)، امام سجاد(ع) و دیگر بازماندگان کربلا انجام دادند.
آنان نگذاشتند بنیامیه و پس از آن حکومتهای ستمگر، خون امام حسین(ع) را پایمال و حقیقت کربلا را نابود کنند.
امروز نیز روحانیون، طلاب، علمای بزرگوار، معلمان شریف، استادان دانشگاه و همه دستگاههای فرهنگی نقش بسیار مهمی دارند. آنان در خط مقدم هستند.
باید انقلاب را تبیین کنیم. باید بیان کنیم که رهبری چه کرد و این انقلاب چه دستاوردهایی داشته است.
گسترش فرهنگ قرآنی؛ یکی از محورهای قدرت نرم
یکی از کارهای فرهنگی مهم حضرت آقا، گسترش فرهنگ قرآنی بود.
درباره این موضوع مطالب فراوانی وجود دارد، اما فقط به چند نکته اشاره میکنم.
ایشان نخستین جلسه ماه مبارک رمضان خود را با قرآنیان برگزار میکردند؛ توصیه میکردند، حمایت میکردند و در کشور، نهضتی در زمینه آموزش قرآن شکل گرفت.
این یکی از تلاشهای بزرگ رهبر انقلاب بود.
چقدر مسئله حفظ قرآن مورد تأکید قرار گرفت. امروز روستاها و شهرهایی داریم که به معنای واقعی، قرآنی شدهاند.
در برخی مناطق میگویند ما چهل حافظ کل قرآن داریم و دهها نفر حافظ پنج جزء، ده جزء یا بیست جزء قرآن هستند.
در زمینه مفاهیم و معارف قرآن نیز فعالیتهای علمی فراوانی انجام شده است.
این یکی از فعالیتهای بزرگ ایشان در حوزه قدرت نرم بود.
پاسداشت زبان فارسی؛ ستون فقرات فرهنگ ملی
موضوع دیگری که ایشان با حساسیت و علاقه بسیار دنبال کردند، زبان فارسی بود.
ایشان به ادبیات، شعر و مداحی اهتمام ویژهای داشتند و در طول سالیان، در این حوزهها تحولاتی ایجاد شد.
امروز مداحان ما در اداره میدانهای اجتماعی و فرهنگی شهرها نقش بسیار مؤثری دارند. محتوای اشعار نیز با هدایتهای مستمر ایشان رشد کرد.
در طول سالیان متمادی شاعران را گرد هم میآوردند و درباره چگونگی سرودن شعر، محتوای شعر و ضرورت تولید اشعار انقلابی و پرمحتوا با آنان سخن میگفتند.
این نیز یکی از اقدامات مهم در حوزه جنگ نرم بود.
در زمینه زبان فارسی نیز با فارسیزبانان دیگر کشورها مینشستند و گفتوگو میکردند.
در مسائل علمی به دانشمندان توصیه میکردند که ایران باید به محور علمی دنیا تبدیل شود؛ بهگونهای که هرکس بخواهد علم را در ایران فرا بگیرد، ناگزیر باشد زبان فارسی را نیز بیاموزد.
چرا باید تنها زبان انگلیسی چنین جایگاهی در جهان پیدا کند؟
زبان فارسی، میراث نیاکان و زبان مادری ماست؛ فرهنگی که هویت و آیین ما در آن متجلی است.
حضرت آقا جملهای دارند با این مضمون که:
«زبان فارسی ستون فقرات فرهنگ و هویت ملت ماست.»
زبان فارسی اینقدر اهمیت دارد.
به اندازهای که ایشان به زبان فارسی و فرهنگ این ملت اهتمام ورزیدند، متأسفانه گاه دانشگاهها و آموزشوپرورش ما اهتمام لازم را نداشتهاند.
توجه رهبر انقلاب به هنر و سینما
در عرصه هنر و سینمای کشور نیز با راهنماییهای ایشان تحولات فراوانی صورت گرفت.
ایشان هنرشناس، ادیب و شعرشناس بودند؛ هنر را خوب میشناختند، شعر را خوب میشناختند و با اهل این حوزهها، متناسب با زبان و تخصص خودشان، سخن میگفتند.
بخش دوم: تقویت قدرت سخت و دفاعی ایران
خودکفایی در تولید تجهیزات و تسلیحات نظامی
در زمینه قدرت سخت نیز یکی از مهمترین کارها، حرکت به سوی خودکفایی در تولید تسلیحات نظامی و ارتقای سختافزار دفاعی کشور بود.
این حرکت در دوران ایشان بهطور جدی انجام گرفت.
در اوایل جنگ هشتساله حتی سیم خاردار به ما نمیدادند، اما امروز به نقطهای رسیدهایم که از برخی تجهیزات و پهپادهای ساخت ایران الگوبرداری میشود.
از جمله پهپاد شاهد ۱۳۶ که امروز درباره تواناییهای آن در جهان سخن گفته میشود.
مسئولان برخی کشورها از مجموعههای دفاعی خود سؤال میکنند که چرا نمیتوانید سلاحهایی با هزینه کمتر و کارآمدی بالا مانند آنچه ایرانیان تولید کردهاند، بسازید.
این مسیر با تلاش نیروهای مسلح ما و با معماری و هدایت فرماندهی کل قوا آغاز و دنبال شد.
فرماندهی کل قوا؛ مسئولیتی فراتر از تشریفات
بنده خودم، به دلیل مسئولیتهایی که در مجموعههای مرتبط با رهبری داشتم، شاهد بودم که فرماندهی کل قوا برای ایشان یک عنوان تشریفاتی نبود.
اینگونه نبود که فقط نام ایشان فرمانده کل قوا باشد.
ایشان واقعاً فرماندهی میکردند، گزارشها را دریافت میکردند، دفتر فرماندهی مستقر بود، نیروها را هدایت میکردند، توصیههای لازم را ارائه میدادند و هر از گاهی جلسات مستقیم با فرماندهان داشتند.
این مسئله بسیار ارزشمند بود.
در نتیجه، تسلیحات ما بر اساس خودکفایی توسعه یافت و امروز اگر کسی به ما اسلحه ندهد، بسیاری از نیازهای خود را خودمان تولید میکنیم و ساختهایم.
دانشبنیانشدن صنایع دفاعی
ساخت موشکها و دیگر تجهیزات پیشرفته نیز در قالب فعالیتهای دانشبنیان دنبال شد؛ موضوعی که از توصیهها و تأکیدات رهبر معظم انقلاب بود.
تسلیحات ما در برابر دشمنی که بزرگترین ارتش دنیا را در اختیار دارد، توانست کارآمدی خود را نشان دهد.
امروز شرایط منطقه بهگونهای تغییر کرده که دشمن نمیتواند مانند گذشته با خیال آسوده عمل کند.
زمانی ناوهای آمریکایی به هر منطقهای حرکت میکردند و برخی کشورها، حتی پیش از رسیدن آنها، در برابرشان تسلیم میشدند؛ اما امروز شرایط متفاوت شده است.
ناوهای آنان در برخی نقاط منطقه با تهدید مواجه میشوند و ناچارند فاصله خود را افزایش دهند.
این نتیجه فرماندهی، قدرت تسلیحاتی و توان نظامیای است که در کشور شکل گرفته و معماری کلان آن با هدایت رهبری انجام شده است.
«فرماندهی موزاییکی»؛ ابتکاری برای تداوم عملیات در بحران
یکی دیگر از موضوعات مهم، نوع فرماندهی نیروها بود.
حضرت آقا جنگ آمریکا با عراق و شیوه عملیات نظامی آمریکا را بهخوبی مطالعه کرده بودند.
روش آمریکا معمولاً اینگونه است که هرجا قصد جنگ داشته باشد، ابتدا زیرساختها را میزند، سپس مقر فرماندهی نیروهای نظامی را هدف قرار میدهد. وقتی مقر فرماندهی از بین رفت و نیروها از یکدیگر گسیخته شدند، لشکر خود را وارد میکند و بر کشور مسلط میشود.
در ویتنام و عراق نیز نمونههایی از این شیوه را مشاهده کردهایم.
اما در کشور ما، بر اساس مطالعه این تجربهها، طرح جدیدی دنبال شد که از آن با عنوان «فرماندهی موزاییکی» یاد میشود.
مفهوم آن این بود که در شرایط حساس، هر واحد و هر مقر بتواند در حوزه خود فرماندهی داشته باشد.
اگر مقر اصلی فرماندهی مورد اصابت قرار گرفت، هیچ واحدی منتظر نماند تا از فرماندهی بالاتر دستور دریافت کند؛ بلکه وظیفه خود را بداند و عملیات را ادامه دهد.
تداوم ساختار دفاعی حتی پس از ضربه به فرماندهان
در جنگ اخیر و در جریان حملات، تعدادی از فرماندهان و مسئولان نظامی هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند؛ اما عملیات همچنان ادامه داشت.
رئیس ستاد مشترک، مسئولان و فرماندهان، وزیر دفاع، وزیر اطلاعات، فرمانده سپاه و تعدادی از فرماندهان هوافضا و دیگر نیروهای برجسته هدف قرار گرفتند، اما ساختار نظامی از کار نیفتاد.
به تعبیر عامیانه، «آب از آب تکان نخورد» و عملیات ادامه پیدا کرد.
چرا؟
به دلیل همان ساختار فرماندهی موزاییکی.
وقتی پاسگاههای انتظامی یا مراکز مهم هدف قرار گرفتند، دشمن تصور میکرد نیروهایی از غرب و شرق وارد کشور خواهند شد، آمریکا نیز پشتیبانی هوایی خواهد کرد و در نهایت کشور را خواهند گرفت و تجزیه خواهند کرد.
اما مشاهده کردند که حتی با وارد شدن ضربه به فرماندهان، نیروهای نظامی مانند یک ساعت منظم، رسالت و مسئولیت خود را انجام میدهند.
هر بخش در حوزه کاری خود، فرماندهی و وظیفه خود را میشناخت و منتظر دریافت دستور از سطح بالاتر نمیماند.
دشمن متعجب شده بود که این چه نوع رهبری و چه نوع فرماندهی است که با وجود هدف قرار گرفتن فرماندهان اصلی، نیروهای نظامی همچنان وظایف خود را بدون اختلال جدی انجام میدهند.
این همان ساختاری است که در شرایط خاص، هر بخش را در حوزه مأموریت خود دارای ابتکار عمل میکند.
و در اینجا بود که آمریکا نیز با شکست مواجه شد.
بخش سوم: جبهه مقاومت و عمق راهبردی ایران
مقابله با دشمن پیش از رسیدن به مرزهای ایران
موضوع دیگر، مقابله با جنگ دشمن در خارج از مرزهای کشور و تقویت جبهه مقاومت بود.
حضرت آقا جبهه مقاومت را سامان دادند.
سیاست این بود که دشمن را در نزدیکی خانه خودش تعقیب کنیم و اجازه ندهیم به داخل کشور ما برسد.
تقویت حزبالله لبنان، انصارالله یمن، حشدالشعبی عراق و دیگر گروههای مقاومت در همین چارچوب دنبال شد.
این نیز یکی از طرحها و سیاستهایی بود که ایشان دنبال کردند و امروز آثار، خیرات و برکات آن را مشاهده میکنیم.
بخش چهارم: قدرت سیاسی و تربیت نیروی انسانی
مهمترین سرمایه سیاسی؛ انسانهای تربیتشده
در حوزه قدرت سیاسی، یکی از مهمترین عناصری که مشاهده میکنیم، تربیت نیروی انسانی است.
آقا نیروهایی را تربیت کردند که حتی در سختترین شرایط و در کنار زن و فرزند خود، در کشور ماندند و به شهادت رسیدند.
ضدانقلاب چه اندازه تبلیغ میکرد که مسئولان فرار کردهاند، با زن و بچه خود به اروپا یا روسیه رفتهاند؛ اما واقعیت این بود که این افراد نهتنها فرار نکرده بودند، بلکه برخی همراه خانوادههای خود در معرض خطر قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.
آقای لاریجانی با فرزندش، رئیس ستاد مشترک با خانوادهاش، سردار رشید و دیگران، وزیر اطلاعات و دیگر مسئولان، نمونههایی از این وضعیت بودند.
وقتی مردم دیدند مسئولان در صحنه هستند و خودشان و خانوادههایشان نیز خطر را به جان خریدهاند، آنان نیز با قدرت بیشتری به میدان آمدند.
اینها از کارهای عظیم امام شهیدمان بود: تربیت نیروهای شایسته، مؤمن، فداکار و ارزشمند.
و بحمدالله از این نیروها فراوان داریم.
ضرورت حمایت و تقویت روحیه رزمندگان
دست رزمندگانمان را میبوسیم.
باید رزمندگان را تشویق و به آنان روحیه بدهیم و از آنان حمایت کنیم.
حضور شما مردم در صحنه، خود یکی از بزرگترین عوامل تقویت روحیه این عزیزان است.
هرگاه رزمنده بداند مردم پشت سر او ایستادهاند، با قدرت بیشتری وظیفه خود را انجام خواهد داد.
سخن پایانی؛ دعا برای ایران و قدردانی از برگزارکنندگان
انشاءالله همه شما موفق و مؤید باشید.
بار دیگر از همه عزیزان و بزرگواران تشکر میکنم.
در آستانه ورود به نماز ظهر هستیم و اذان گفته خواهد شد. انشاءالله در نماز، شما مردم پاکدل و باصفا دعا کنید که مشکلات این کشور برطرف شود.
صلی الله علیک یا اباعبدالله.
السلام علی الحسین،
و علی علیبنالحسین،
و علی اولاد الحسین،
و علی اصحاب الحسین و انصار الحسین.
از همه کسانی که در شکلگیری و برگزاری این مجلس نقش داشتند، بهویژه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و همه عزیزان و خادمان اینگونه مجالس، تشکر، تشکر و تقدیر میکنم.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.





ثبت ديدگاه