نقد بر خویش؛ ضرورت خودنظارتی در اصلاح فرد و جامعه
اصلاح، پیش از هر چیز، به توانایی انسان در دیدن و ارزیابی خویش نیاز دارد. بسیاری از افراد در تشخیص کاستیهای دیگران دقت فراوانی دارند، اما هنگامی که سخن از رفتار و عملکرد خودشان به میان میآید، همان دقت و حساسیت را به کار نمیگیرند. از این رو، یکی از نخستین گامهای خودسازی آن است که انسان پیش از نقد دیگران، خود را در معرض نقد و ارزیابی قرار دهد.
بحث «نقد بر خویش» بر همین اصل استوار است. اگر قرار است تغییری در رفتار فردی یا در وضعیت اجتماعی شکل بگیرد، آغاز آن باید از خود انسان باشد. هرکس پیش از آنکه به اصلاح دیگران بیندیشد، باید سهم و مسئولیت خود را ببیند و عملکردش را بررسی کند.
در حوزه مدیریت از «خودکنترلی» و «خودنظارتی» سخن گفته میشود. نظارت بر مجموعه، کارکنان و فرایندها از وظایف مدیر است، اما پیش از آن، خود مدیر نیز باید رفتار و تصمیمهای خویش را ارزیابی کند. همین معنا را میتوان به زندگی فردی و اجتماعی تعمیم داد. انسان باید مراقب گفتار، رفتار، تصمیمها و انگیزههای خود باشد و خود را از دایره نظارت بیرون نداند.
در کلام امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نیز بر همین مراقبت تأکید شده است؛ اینکه انسان بر نفس خویش اشراف داشته باشد، قلب خود را مراقبت کند و زبانش را حفظ نماید. چنین مراقبتی زمینه خودسازی را فراهم میکند و مانع آن میشود که انسان همواره خود را در جایگاه داوری دیگران ببیند.
محاسبه نفس و ضرورت ارزیابی مستمر
یکی از مفاهیم مهم در تربیت اسلامی، «محاسبه نفس» است. محاسبه به این معناست که انسان به طور مستمر رفتار خود را بررسی کند و از خود بپرسد چه کرده، در چه مواردی درست عمل کرده، در کجا دچار لغزش شده و چه چیزی به اصلاح نیاز دارد.
در روایت آمده است:
«حاسِبوا أَنفُسَکُم قَبلَ أَن تُحاسَبوا، وَزِنوها قَبلَ أَن توزَنوا، وَتَجَهَّزوا لِلعَرضِ الأکبَر.»
پیش از آنکه به حساب شما رسیدگی شود، خود به حساب خویش برسید؛ پیش از آنکه سنجیده شوید، خود را بسنجید و برای آن حساب بزرگ آماده شوید.
این توصیه، انسان را به نوعی حسابرسی دائمی از خویش فرامیخواند. انسان نباید منتظر بماند تا خطاهای او از سوی دیگران دیده شود یا آثار یک رفتار نادرست پس از مدتها آشکار گردد. تشخیص بهموقع خطا، امکان اصلاح را بیشتر میکند.
بسیاری از ضعفها در آغاز کوچکاند. اگر انسان نسبت به آنها بیتوجه باشد، به مرور در رفتار او تثبیت میشوند و گاه به عادت تبدیل میگردند. محاسبه نفس این فرصت را فراهم میکند که فاصله میان خطا و اصلاح آن کوتاه شود.
از همین جهت، خودارزیابی نباید به شرایط خاص یا مقاطع بحرانی محدود شود. مراقبت مستمر، مؤثرتر از بازنگریهای دیرهنگام است.
توصیه شهید بهشتی درباره محاسبه روزانه
در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، شهید آیتالله دکتر بهشتی در قم جلساتی با جمعی از طلاب جوان داشتند. این جلسات برای حاضران، افزون بر جنبه علمی، آثار تربیتی قابل توجهی داشت.
یکی از توصیههایی که ایشان بر آن تأکید میکردند، محاسبه روزانه رفتار بود. توصیه میکردند انسان دفترچه یا کاغذی همراه خود داشته باشد و در طول روز نکات مثبت و منفی رفتار خویش را یادداشت کند. شب، پیش از استراحت، آنچه را نوشته است مرور کند و ببیند در طول روز چه نقاط مثبتی داشته و در چه مواردی دچار خطا شده است. سپس برای روز بعد تصمیم بگیرد که بر رفتارهای مثبت خود بیفزاید و از رفتارهای نادرست بکاهد.
تأکید شهید بهشتی بر «روزانه بودن» این محاسبه، نکته مهمی در خود دارد. اگر انسان اصلاح رفتار را به آینده موکول کند، برخی ضعفها فرصت پیدا میکنند به عادت تبدیل شوند و کنار گذاشتن آنها دشوارتر شود.
خودسازی با تصمیمهای مقطعی شکل نمیگیرد. بخش مهمی از آن نتیجه مراقبتهای کوچک و پیوستهای است که در طول زمان بر رفتار انسان اثر میگذارد.
شناخت عیب، مقدمه اصلاح
یکی از مهمترین آثار محاسبه نفس، آگاهی انسان از عیبها و لغزشهای خویش است.
از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده است:
«مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ وَقَفَ عَلى عُیوبِهِ وَأَحاطَ بِذُنوبِهِ…»
کسی که نفس خود را محاسبه کند، بر عیبها و لغزشهای خویش آگاه میشود.
اصلاح بدون شناخت ضعف امکانپذیر نیست. تا زمانی که انسان مشکلی را در رفتار خود نبیند، انگیزه و زمینهای برای تغییر آن نیز پیدا نمیکند. به همین دلیل، آگاهی از عیب را نباید امری ناخوشایند دانست. دیدن ضعف، اگر با اراده اصلاح همراه باشد، یک فرصت است.
در بسیاری از موارد، دیگران برخی از ضعفهای ما را بهتر از خودمان میبینند. انسان به دوستانی نیاز دارد که از سر خیرخواهی و دلسوزی، عیبهای او را به وی یادآوری کنند.
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
«أَحَبُّ إِخْوانی إِلَیَّ مَنْ أَهْدى إِلَیَّ عُیوبی.»
محبوبترین برادران من نزد من کسی است که عیبهایم را به من هدیه کند.
تعبیر «هدیه» نشان میدهد که تذکر یک عیب، اگر با نیت خیرخواهانه و روش درست انجام شود، میتواند زمینه رشد انسان را فراهم کند.
البته نقد و تذکر نیز آداب خاص خود را دارد. نمیتوان با تحقیر، شکستن شخصیت یا بیان عیب افراد در جمع، مدعی خیرخواهی شد. لحن، زمان، موقعیت و نحوه بیان در اثرگذاری نقد اهمیت فراوان دارد. گاهی یک سخن درست، اگر با شیوهای نادرست بیان شود، نتیجه مورد انتظار را نخواهد داشت.
کسی که خود را به محاسبه و نقد خویش عادت داده باشد، آمادگی بیشتری نیز برای شنیدن نقد دیگران خواهد داشت.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:
«طوبى لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیوبِ النّاس.»
خوشا به حال کسی که پرداختن به عیب خودش، او را از پرداختن به عیبهای مردم بازدارد.
این سخن به معنای بیتفاوتی در برابر مشکلات دیگران یا کاستیهای جامعه نیست. مقصود آن است که انسان نباید همواره در جستوجوی خطای دیگران باشد و خود را از هرگونه نقد و بررسی معاف بداند.
خودنقدی در مسئولیتهای اجتماعی
نقد بر خویش تنها به زندگی فردی محدود نیست. در حوزه مسئولیتهای اجتماعی و مدیریتی نیز این اصل اهمیت فراوان دارد.
مسئولان، مدیران و نهادها باید بتوانند در کنار بیان موفقیتها، کاستیهای خود را نیز بشناسند. مجموعهای که توانایی تشخیص ضعفهای خود را از دست بدهد، امکان اصلاح و پیشرفت را نیز محدود میکند.
بیان نقاط ضعف به معنای نادیده گرفتن دستاوردها نیست. کشور در بخشهای مختلف علمی، آموزشی و اجرایی پیشرفتهای مهمی داشته است. در عین حال، وجود این پیشرفتها نباید مانع از توجه به کاستیها شود.
در سخنرانی مورد بحث، چهار ضعف مورد توجه قرار گرفته است: دنیاطلبی برخی مسئولان، عقبماندگی در تزکیه نفس، اسراف و مصرفزدگی و ضعف در تحقق عدالت.
دنیاطلبی و مسئولیت الگوهای اجتماعی
نخستین مسئله، گرایش برخی مسئولان به دنیاطلبی، تجمل و اشرافیگری است.
رهبر شهید انقلاب در بیان این ضعف گفتهاند:
«نخستین ضعف ما گرایش به دنیاطلبی بود که گریبان بعضی از ماها را گرفت. بعضی از مسئولین ما دچار دنیاطلبی شدیم، دچار مادیگرایی شدیم. برای ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافیگری یواشیواش از قبح افتاد.»
اهمیت این مسئله به تأثیری بازمیگردد که رفتار افراد شناختهشده بر فرهنگ عمومی میگذارد. کسانی که در جامعه دارای مسئولیت، اعتبار یا موقعیت اجتماعی هستند، خواهناخواه مورد توجه مردم قرار دارند و شیوه رفتار و زندگی آنان میتواند بر دیگران اثر بگذارد.
این موضوع فقط مسئولان سیاسی را شامل نمیشود. علما، استادان دانشگاه، چهرههای فرهنگی، هنرمندان، ورزشکاران و فعالان اجتماعی نیز، هر یک به اندازه جایگاه خود، بر بخشی از جامعه اثرگذارند.
کسی که در معرض نگاه مردم قرار دارد، نمیتواند آثار اجتماعی رفتار خود را نادیده بگیرد. عادی شدن تجمل و تشریفات در میان کسانی که برای مردم الگو یا مرجع محسوب میشوند، میتواند به تغییر معیارهای فرهنگی در جامعه بینجامد.
از این جهت، سادهزیستی و پرهیز از دنیاطلبی در میان مسئولان، تنها یک مسئله شخصی نیست و با اعتماد عمومی و فرهنگ جامعه ارتباط پیدا میکند.
ضرورت همراهی پیشرفت علمی با رشد اخلاقی
دومین ضعف، عقبماندگی در تزکیه نفس و رشد اخلاقی است.
رهبر شهید انقلاب در این زمینه گفتهاند:
«یکی دیگر از ضعفهای ما این است که ما به موازات علم، به موازات پیشرفتهای علمی، پیشرفت اخلاقی و تزکیه اخلاقی و نفسی پیدا نکردیم.»
جامعه در برخی عرصههای علمی، آموزشی و فناوری پیشرفتهای قابل توجهی داشته است؛ اما پیشرفت علمی زمانی آثار مطلوب خود را نشان میدهد که انسانِ برخوردار از علم و توانایی، از تربیت اخلاقی نیز بهرهمند باشد.
دانش و توانایی، قدرت انسان را افزایش میدهد. هر اندازه این قدرت بیشتر شود، مسئولیت اخلاقی نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در قرآن کریم، تزکیه در کنار تعلیم آمده است و در برخی آیات بر آن تقدم دارد. این ترتیب نشان میدهد که تربیت انسان در منظومه دینی جایگاهی اساسی دارد.
مدرسه، دانشگاه، حوزه علمیه، رسانه و دیگر نهادهای فرهنگی تنها با انتقال اطلاعات و افزایش دانش، وظیفه خود را به پایان نمیرسانند. جامعه به افرادی نیاز دارد که در کنار توانمندی علمی، مسئولیتپذیری، صداقت، روحیه خدمت، ایثار و تعهد اجتماعی را نیز در خود پرورش داده باشند.
نمونههای این تربیت را میتوان در میان افرادی دید که در شرایط دشوار به میدان خدمت میآیند؛ کسانی که بدون چشمداشت، در مناطق سخت فعالیت میکنند و در زمان نیاز، منافع عمومی را بر آسایش شخصی ترجیح میدهند.
وجود چنین نمونههایی نشان میدهد که ظرفیت تربیتی در جامعه وجود دارد؛ مسئله این است که این روحیه چگونه تقویت و گسترش پیدا کند.
اسراف و مسئولیت اجتماعی در مصرف
سومین مسئله، اسراف و مصرفزدگی است.
رهبر شهید انقلاب در این زمینه گفتهاند:
«ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرفزدگی هستیم. من بارها این را عرض کردم. این خطر است در راه ما. مصرفزدگی را باید کم کنیم. حرص به متاع و کالای دنیا را باید کم کنیم. تا یک شایعهای درست میشود که فلان چیز کم است، مردم هجوم میآورند برای اینکه بیشتر آن را جمع کنند که مبادا دچار کمبود آن بشوند.»
رفتار مصرفی افراد فقط بر زندگی شخصی آنان اثر نمیگذارد. در شرایطی که درباره کمبود یا افزایش قیمت یک کالا شایعهای منتشر میشود، خرید بیش از نیاز میتواند خود به تشدید کمبود منجر شود.
اگر هر فرد تنها به تأمین نیاز خود فکر کند و سهم دیگران را در نظر نگیرد، یک نگرانی فردی میتواند به مسئلهای عمومی تبدیل شود.
اصلاح الگوی مصرف به همین دلیل با اخلاق اجتماعی ارتباط دارد. انسان در استفاده از کالاها و منابع باید نیاز دیگران و مصالح عمومی را نیز در نظر بگیرد.
این مسئله به کالاهای مصرفی محدود نمیشود. آب، انرژی، غذا و امکانات عمومی نیز بخشی از سرمایه جامعهاند و نحوه استفاده از آنها بر زندگی دیگران اثر میگذارد.
پرهیز از اسراف در چنین نگاهی، تنها یک توصیه اقتصادی نیست؛ نشانهای از مسئولیتپذیری اجتماعی است.
عدالت و اعتماد عمومی
چهارمین مسئله، ضعف در تحقق عدالت است.
در سخنرانی تأکید شده است که در زمینه عدالت اجتماعی هنوز به نقطه مطلوب اسلام و آرمانهای انقلاب نرسیدهایم. پذیرش این فاصله، مقدمه تلاش برای کاهش آن است.
قرآن کریم میفرماید:
«وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُم.»
پیامبر مأمور شده است که میان مردم به عدالت رفتار کند.
در آیه دیگری نیز آمده است:
«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمیزانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ.»
برپایی قسط و عدالت یکی از اهدافی است که در قرآن برای رسالت پیامبران بیان شده است.
از این منظر، عدالت از معیارهای مهم سنجش عملکرد اجتماعی و حکومتی است. هرجا تبعیض، تضییع حق یا احساس بیعدالتی وجود داشته باشد، نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود.
رشد و توسعه هنگامی برای مردم معنا و اثر بیشتری پیدا میکند که نتیجه آن را در زندگی خود ببینند و احساس کنند فرصتها و امکانات با انصاف بیشتری در اختیار جامعه قرار گرفته است.
در کلمات امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز آمده است: «العدل نظام الأمر»؛ عدالت امور را سامان میدهد. همچنین «العدل قوام الرعیة»؛ استواری جامعه به عدالت وابسته است.
عدالت با اعتماد عمومی ارتباط مستقیم دارد. هر اندازه مردم رفتار ساختارهای اجتماعی و مدیریتی را منصفانهتر ببینند، احساس تعلق و همراهی آنان نیز تقویت میشود.
مسئولان و ضرورت آغاز نقد از خود
وقتی از نقد بر خویش سخن گفته میشود، مسئولان و صاحبان موقعیت اجتماعی مسئولیت بیشتری دارند. کسی که مسئولیتی عمومی پذیرفته است، باید بیش از دیگران عملکرد خود را در معرض ارزیابی قرار دهد.
مسئول نمیتواند همه مشکلات را به دیگران نسبت دهد و سهم خود یا مجموعه تحت مدیریت خود را نادیده بگیرد. همانگونه که مردم حق مطالبه و نقد دارند، مدیر و مسئول نیز باید توانایی نقد عملکرد خود را داشته باشد.
این اصل درباره دستگاههای فرهنگی نیز صادق است. اگر یک برنامه فرهنگی نتیجه مطلوبی نداشته، نمیتوان همیشه مخاطب را مقصر دانست. لازم است روشها، زبان، برنامهها و میزان اثربخشی فعالیتها نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
خودنظارتی در یک نهاد به این معناست که آن مجموعه بتواند به طور صریح از خود بپرسد: وظیفه ما چه بوده است؟ چه اندازه آن را انجام دادهایم؟ در کجا موفق بودهایم؟ در چه زمینهای ضعف داشتهایم و برای اصلاح آن چه باید کرد؟
همین پرسشها در زندگی فردی، همان چیزی است که از آن با عنوان محاسبه نفس یاد میشود.
ثمره محاسبه
در روایات، برای محاسبه نفس آثار مهمی بیان شده است.
«ثَمَرَةُ الْمُحاسَبَةِ صَلاحُ النَّفْس.»
ثمره محاسبه، اصلاح نفس است.
و در روایت دیگری آمده است:
«مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ سَعِدَ.»
کسی که نفس خود را محاسبه کند، به سعادت میرسد.
اصلاح زمانی آغاز میشود که انسان توان دیدن ضعفهای خود را داشته باشد. اگر خطایی وجود دارد، آن را بشناسد؛ اگر تذکری خیرخواهانه دریافت میکند، آن را بشنود؛ اگر مسئولیتی بر عهده دارد، عملکرد خود را بررسی کند و اگر در مسیری کاستی وجود دارد، برای جبران آن تصمیم بگیرد.
این روحیه در زندگی فردی به خودسازی کمک میکند و در عرصه اجتماعی میتواند زمینه اصلاح مدیریت، فرهنگ و رفتار عمومی را فراهم سازد.
نقد بر خویش، در سادهترین بیان، یعنی پیش از آنکه دیگران را مسئول همه مشکلات بدانیم، سهم خود را نیز ببینیم و برای اصلاح آنچه در اختیار ماست اقدام کنیم.
اصلاح جامعه نیز از همین نقطه آغاز میشود: از خودمان.






ثبت ديدگاه