هجرت؛ مبدأ تاریخ و نقشه راه تحول انسان و جامعه
سخنرانی حجتالاسلاموالمسلمین سیدرضا تقوی، پیش از خطبههای نماز جمعه تهران
جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، اول ربیعالاول ۱۴۴۸ هجری قمری
ربیعالاول؛ ماه رویدادهای سرنوشتساز
ماه ربیعالاول، سومین ماه سال قمری، یادآور مجموعهای از حوادث مهم و سرنوشتساز در تاریخ اسلام است. هر یک از این حوادث، فصلی گسترده از تاریخ، فرهنگ و اندیشه اسلامی را تشکیل میدهد و بررسی دقیق آنها میتواند ابعاد مختلفی از حیات فردی و اجتماعی مسلمانان را روشن سازد.
نخستین شب این ماه با واقعه هجرت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از مکه به مدینه پیوند خورده است؛ هجرتی که نهتنها مسیر تاریخ اسلام را تغییر داد، بلکه مبدأ تاریخ رسمی امت اسلامی شد.
روز هشتم ربیعالاول، سالروز شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام در سال ۲۶۰ هجری قمری و آغاز امامت حضرت بقیةالله، حجة بن الحسن المهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف است. روز دهم این ماه، بر پایه قول مشهور، سالروز ازدواج پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و حضرت خدیجه کبری سلاماللهعلیهاست؛ پیوندی مبارک که حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، گرانبهاترین ثمره آن بود.
دوازدهم ربیعالاول، در منابع مشهور اهل سنت و شماری از منابع شیعه، روز ولادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دانسته شده است. در مقابل، بسیاری از عالمان و محدثان شیعه، هفدهم ربیعالاول را سالروز ولادت آن حضرت میدانند. این روز همچنین با ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام همراه است.
روز چهاردهم ربیعالاول سال ۶۴ هجری قمری نیز با مرگ یزید بن معاویه مقارن است؛ حاکمی که در دوران کوتاه خلافت خود، فاجعه کربلا، کشتار مردم مدینه و هجوم به مکه را رقم زد و کارنامهای آکنده از خشونت و جنایت بر جای گذاشت.
در برخی گزارشهای تاریخی، واقعه معراج پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز در ماه ربیعالاول قرار گرفته است؛ سفری الهی که قرآن کریم درباره آن میفرماید:
«سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ.»
هجرت نبوی و فداکاری امیرالمؤمنین علیهالسلام
در سال سیزدهم بعثت، فشارها، آزارها و توطئههای مشرکان مکه به بالاترین حد خود رسید. سران قبایل تصمیم گرفتند با مشارکت نمایندگانی از قبایل مختلف، بهصورت جمعی به خانه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله حمله کنند و آن حضرت را در بستر به شهادت برسانند.
با نزول جبرئیل و آگاهی پیامبر از این توطئه، مأموریت هجرت آغاز شد. برای ناکام گذاشتن دشمن، لازم بود شخصی در بستر پیامبر بخوابد. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام این مسئولیت خطرناک را پذیرفت و با فداکاری کمنظیر خود، جان پیامبر را از خطر حفظ کرد. این شب در تاریخ اسلام به «لیلةالمبیت» شهرت یافت.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پس از خروج از مکه، مدتی در غار ثور پنهان شدند. تعقیبکنندگان تا دهانه غار پیش رفتند، اما به اراده الهی از ورود به آن منصرف شدند. پس از فراهم شدن شرایط، پیامبر مسیر مدینه را در پیش گرفتند و با استقبال گسترده مردم این شهر روبهرو شدند.
این هجرت، آغاز مرحلهای تازه در تاریخ اسلام بود. جامعه اسلامی در مدینه شکل گرفت، نظام سیاسی و اجتماعی اسلام بنیان گذاشته شد و مسلمانان توانستند از مرحله فشار و پراکندگی، به مرحله سازمانیافتگی و تمدنسازی وارد شوند.
هجرت؛ مبدأ تاریخ امت اسلامی
اهمیت هجرت به اندازهای است که مبدأ تاریخ مسلمانان بر اساس آن تعیین شده است. تاریخ هجری قمری و هجری شمسی، هر دو از هجرت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آغاز میشوند و از این جهت دارای ریشهای دینی و تمدنیاند.
اصل هفدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح میکند که مبدأ تاریخ رسمی کشور، هجرت پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله است و هر دو تاریخ هجری شمسی و هجری قمری معتبرند؛ هرچند مبنای کار ادارات دولتی، تاریخ هجری شمسی است.
حفظ تاریخ هجری، صرفاً بهمعنای پاسداشت یک شیوه گاهشماری نیست؛ بلکه نشانه توجه به هویت تاریخی، دینی و تمدنی جامعه اسلامی است. ملتی که مبدأ تاریخ خود را میشناسد، نقطه آغاز هویت و مسیر حرکت خویش را نیز فراموش نخواهد کرد.
بیعت، جهاد و هجرت؛ سه عنصر سازنده فرهنگ اسلامی
در فرهنگ اسلامی، سه مفهوم «بیعت»، «جهاد» و «هجرت» از جایگاهی بنیادین برخوردارند. بیعت، بیانگر تعهد آگاهانه و مسئولانه در برابر رهبری حق است؛ جهاد، کوشش همهجانبه برای دفاع از حقیقت و مقابله با ظلم و فساد است؛ و هجرت، عبور هدفمند از وضع موجود برای رسیدن به موقعیتی برتر و متعالی به شمار میرود.
قرآن کریم ایمان، هجرت و جهاد را در کنار یکدیگر قرار میدهد:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا…»
این همراهی نشان میدهد که هجرت، جدای از ایمان و مسئولیت اجتماعی نیست. انسان مؤمن، در صورت ضرورت، آمادگی دارد برای حفظ دین، گسترش حقیقت و خدمت به جامعه، از آسایش و تعلقات خود عبور کند.
حقیقت هجرت در فرهنگ اسلامی
در معنای لغوی، هجرت به مفهوم ترک یک مکان و کوچ کردن به مکانی دیگر است؛ اما در فرهنگ اسلامی، هر جابهجایی را نمیتوان هجرت نامید. هجرت زمانی ارزش دینی و اخلاقی پیدا میکند که دارای جهتگیری الهی، انگیزهای متعالی و هدفی مقدس باشد.
هجرت حقیقی، حرکتی «فیسبیلالله» است؛ حرکتی که انسان در آن، محیط یا موقعیت محدودکننده را ترک میکند تا به رشد معنوی، علمی، اجتماعی یا تمدنی دست یابد. از این منظر، هجرت نماد ایمان، اراده و آمادگی برای پرداخت هزینه در مسیر حقیقت است.
ارزش چنین هجرتی با جهاد همسان است؛ زیرا مهاجر نیز مانند مجاهد، از آسایش و منافع شخصی خود میگذرد و دشواریهای راه را برای رسیدن به هدفی متعالی تحمل میکند.
هجرت علمی؛ زیربنای پیشرفت جامعه
یکی از مهمترین انواع هجرت، هجرت علمی است. انسان دانشطلب ممکن است از شهر و دیار خود خارج شود، به مراکز علمی سفر کند، دانش و تخصص بیاموزد و سپس برای خدمت به مردم و پیشرفت جامعه خویش بازگردد.
قرآن کریم در آیه «نفر» به این مسئولیت اشاره میکند:
«فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ.»
بر اساس این آیه، گروهی باید برای فراگیری عمیق معارف دینی حرکت کنند و پس از بازگشت، مسئولیت آگاهیبخشی به جامعه را بر عهده بگیرند. این منطق تنها به علوم دینی محدود نیست؛ بلکه هر حرکت علمی که با هدف رشد جامعه و خدمت به مردم انجام شود، میتواند مصداقی از هجرت سازنده باشد.
دانشجویی که از نقطهای دورافتاده به مرکز علمی میرود، دانش میآموزد و آن را در خدمت جامعه قرار میدهد، در حقیقت نوعی مجاهدت علمی انجام داده است. در روایات اسلامی نیز برای جویندگان دانش جایگاهی بلند بیان شده و طلب علم، وظیفهای عمومی معرفی شده است:
«طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ.»
جامعهای که خواهان استقلال و پیشرفت است، باید علم را در همه عرصهها محور قرار دهد. کشاورزی، صنعت، پزشکی، فناوری، مدیریت، تربیت و اداره امور عمومی، همگی باید بر دانش و پژوهش استوار باشند. توانمندیهای کشور در حوزههایی مانند فناوریهای نوین، نانو، سلولهای بنیادی، صنایع دفاعی و فضایی، محصول سرمایهگذاری بر دانش و اعتماد به استعدادهای داخلی است.
حمایت از مدارس، دانشگاهها، حوزههای علمیه، خوابگاههای دانشجویی، مراکز پژوهشی و مجموعههای آموزشی، در حقیقت سرمایهگذاری برای استقلال و اقتدار آینده کشور است. مدرسهسازان، خیران علمی و همه کسانی که زمینه تحصیل و پژوهش جوانان را فراهم میکنند، در این جهاد علمی سهیماند.
هجرت اعتقادی و مسئولیت حفظ ایمان
نوع دیگری از هجرت، هجرت اعتقادی است. گاهی انسان در محیطی قرار میگیرد که ایمان، هویت دینی یا آزادی معنوی او در معرض خطر است. در چنین شرایطی، هجرت برای حفظ اعتقاد و کرامت انسانی، اقدامی ارزشمند و ضروری خواهد بود.
در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است:
«مَنْ فَرَّ بِدِينِهِ مِنْ أَرْضٍ إِلَى أَرْضٍ، وَإِنْ كَانَ شِبْرًا مِنَ الْأَرْضِ، اسْتَوْجَبَ الْجَنَّةَ.»
بر اساس این آموزه، حتی حرکت کوتاهی که برای حفظ دین و رهایی از محیط آلوده انجام شود، نزد خداوند ارزشمند است. ملاک اصلی، مسافت ظاهری نیست؛ بلکه انگیزه، مقصد و جهت حرکت انسان است.
هجرت درونی؛ عبور از تاریکی به روشنایی
بنیادیترین نوع هجرت، هجرت درونی و نفسانی است. انسان پیش از آنکه بتواند محیط بیرونی را تغییر دهد، باید در درون خود تحول ایجاد کند. هجرت از ظلمت به نور، از ظلم به عدالت، از گناه به طاعت، از خودخواهی به مسئولیتپذیری و از جهل به معرفت، مهمترین مرحله هر اصلاح اجتماعی است.
قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ.»
تحول اجتماعی بدون تحول درونی پایدار نخواهد بود. اگر انسان از عادتهای نادرست، ضعفهای اخلاقی و وابستگیهای بازدارنده عبور نکند، هجرت بیرونی او نیز به مقصد نخواهد رسید. جامعه جدید را باید انسانهای تحولیافته بنا کنند.
برکات تاریخی هجرت
هجرت در طول تاریخ اسلام، منشأ برکات فراوانی بوده است. هجرت مسلمانان به حبشه، نخستین تجربه سازمانیافته مسلمانان برای حفظ ایمان و انتقال پیام اسلام به خارج از شبهجزیره عربستان بود. حضور جعفر بن ابیطالب و دیگر مهاجران در حبشه، زمینه معرفی منطقی و اخلاقی اسلام را فراهم ساخت.
هجرت عالمان و مبلغان مسلمان به مناطق مختلف جهان نیز نقش مهمی در گسترش فرهنگ اسلامی داشته است. حضور دانشمندان و مبلغان مسلمان در چین، مالزی، تایلند، هند و دیگر مناطق آسیایی، جوامع ماندگاری را پدید آورد که آثار فرهنگی و معنوی آنها همچنان باقی است.
هجرت شیخ احمد قمی به تایلند، حضور عالمان مسلمان در چین و سفر میر سید علی همدانی به کشمیر، نمونههایی از حرکتهای علمی و تبلیغی اثرگذار در تاریخ اسلاماند. این افراد با دانش، اخلاق و تعامل فرهنگی، پیام اسلام را به سرزمینهای دور منتقل کردند.
هجرت آیتاللهالعظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری از نجف به اراک و سپس به قم، زمینه تأسیس و گسترش حوزه علمیه قم را فراهم کرد؛ حوزهای که در تحولات علمی، اجتماعی و سیاسی ایران معاصر نقشی تعیینکننده داشته است. هجرت آیتالله سیدمحمدهادی میلانی از نجف به مشهد نیز موجب تقویت و رونق حوزه علمیه این شهر شد.
این نمونهها نشان میدهد که گاهی حرکت یک عالم، استاد یا مصلح میتواند مسیر علمی و فرهنگی یک جامعه را برای نسلهای متوالی تغییر دهد.
نقش زنان در فرهنگ هجرت
زنان در هجرتهای صدر اسلام نقشی فعال، شجاعانه و اثرگذار داشتند. نام زنانی مانند امسلمه، رقیه دختر پیامبر اکرم، سوده بنت زمعه، امایمن، زینب دختر رسول خدا، فاطمه بنت اسد و حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها با تاریخ هجرت پیوند خورده است.
آنان دشواریهای راه، ناامنی، جدایی از خانه و فشار اجتماعی را تحمل کردند تا از ایمان و جامعه اسلامی پاسداری کنند. این حضور نشان میدهد که زنان در تاریخ اسلام، تنها همراهان حوادث نبودهاند؛ بلکه در بسیاری از تحولات، خود از عناصر اصلی حرکت و مقاومت به شمار میآمدهاند.
هجرت حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها از مدینه به سوی خراسان و ورود ایشان به قم نیز از رویدادهای اثرگذار تاریخ فرهنگی ایران است. حضور کوتاه آن حضرت در قم، این شهر را به یکی از مهمترین کانونهای علمی و معنوی جهان تشیع تبدیل کرد.
زنان امروز نیز با حضور آگاهانه در خانواده، جامعه، میدانهای علمی، فرهنگی و عرصههای دفاع از کشور، ادامهدهنده همان مسیر تاریخیاند. حفظ عفاف، مسئولیتپذیری اجتماعی، تربیت نسل و مشارکت فعال در سرنوشت جامعه، ابعاد گوناگون این نقش را تشکیل میدهد.
دو چهره متفاوت مهاجرت
مهاجرت همواره ماهیتی یکسان ندارد. گاهی هجرت با هدف علمآموزی، خدمت، تبلیغ حقیقت و نجات انسانها انجام میشود و منشأ آبادانی و پیشرفت است. در مقابل، گاهی مهاجرت با انگیزه سلطهگری، تصرف سرزمینها و غارت منابع ملتها صورت میگیرد.
استعمار اروپایی و مهاجرت سازمانیافته استعمارگران به سرزمینهای دیگر، نمونهای از جابهجایی سلطهطلبانه بود. تصرف سرزمینهای بومی آمریکا، کشتار مردم بومی و شکلگیری ساختارهای استعماری، نشان داد که حرکت جغرافیایی، اگر فاقد اخلاق و عدالت باشد، میتواند به یکی از عوامل بزرگ ظلم در تاریخ تبدیل شود.
حضور استعمارگران و ایجاد رژیم صهیونیستی در قلب سرزمینهای اسلامی نیز ادامه همان منطق سلطهجویانه است؛ منطقی که منابع ملتها را تصاحب میکند و ابزارهای قدرت را علیه صاحبان اصلی سرزمین به کار میگیرد.
از این منظر، باید میان هجرت الهی و مهاجرت استعماری تفاوتی اساسی قائل شد. نخستین نوع، برای ساختن و خدمت کردن است و نوع دوم، با تخریب، غارت و سلطه همراه میشود.
استقلال علمی و حراست از منافع ملی
یکی از مهمترین درسهای هجرت برای روزگار ما، ضرورت شناخت ظرفیتها و نقاط قوت ملی است. موقعیت جغرافیایی ایران، منابع انسانی، توان علمی و جایگاه راهبردی آن، سرمایههایی هستند که باید آگاهانه و مسئولانه از آنها حفاظت شود.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی و تجارت جهانی است و جایگاه آن، نقش تعیینکننده منطقه را در اقتصاد بینالمللی نشان میدهد. حراست از امنیت، حاکمیت و منافع ملی در این منطقه، وظیفهای راهبردی است و نباید اجازه داد قدرتهای سلطهگر از منابع کشورهای اسلامی علیه ملتهای منطقه استفاده کنند.
قدرت پایدار، تنها با برخورداری از منابع طبیعی حاصل نمیشود. علم، فناوری، انسجام اجتماعی، ایمان عمومی و حضور مسئولانه مردم، عناصر اصلی اقتدار ملیاند. ملتی که به توان علمی خود تکیه کند، استعدادهایش را پرورش دهد و وحدت خود را حفظ کند، در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیر نخواهد بود.
هجرت؛ حرکت از وضع موجود به سوی وضع مطلوب
هجرت یک حادثه محدود به گذشته نیست؛ بلکه الگویی دائمی برای زندگی فردی و اجتماعی است. هر جامعهای که بخواهد از عقبماندگی، وابستگی، جهل و بیعدالتی عبور کند، به نوعی هجرت نیاز دارد.
هجرت علمی، حرکت از مصرف دانش به تولید دانش است. هجرت اقتصادی، عبور از وابستگی به استقلال است. هجرت اخلاقی، گذر از خودخواهی به مسئولیتپذیری است. هجرت فرهنگی، حرکت از انفعال به خودآگاهی است و هجرت سیاسی، عبور از سلطهپذیری به عزت و حاکمیت ملی است.
شرط موفقیت در همه این عرصهها، داشتن مقصد روشن، انگیزه الهی، برنامه منظم و آمادگی برای تحمل دشواریهاست. هیچ تحول بزرگی بدون هزینه، صبر و مجاهدت به نتیجه نمیرسد.
تداوم راه و مسئولیت امروز
رهبر شهید انقلاب در طول دوران مسئولیت خود، همواره بر پیشرفت علمی، استقلال، مقاومت و اعتماد به ظرفیتهای ملت ایران تأکید داشت. این رهنمودها همچنان در حافظه تاریخی و اجتماعی ملت حضور دارد و مسیر آینده را روشن میسازد.
امروز نیز پرچم انقلاب در امتداد همان مسیر بر دوش رهبری جدید قرار گرفته است و حفظ وحدت ملی حول محور رهبری، از مهمترین عوامل عبور کشور از شرایط دشوار به شمار میرود. مسئولیت همگانی ما آن است که با تقویت علم، ایمان، اخلاق، همبستگی و حضور اجتماعی، راه استقلال و پیشرفت را ادامه دهیم.
به تعبیر فروغی بسطامی:
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را؟
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را؟
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
انسانهای بزرگ با رفتن از میان جامعه حذف نمیشوند. اندیشه، راه، سخن و آرمان آنان در دلها و رفتار نسلهای بعد استمرار پیدا میکند. تداوم این راه، تنها با احساس و عاطفه ممکن نیست؛ بلکه به شناخت، مسئولیتپذیری، وحدت، تلاش علمی و حضور آگاهانه در میدان نیاز دارد.
هجرت، درس دائمی حرکت است: حرکت از ضعف به قدرت، از جهل به دانایی، از وابستگی به استقلال، از ظلمت به نور و از وضع موجود به سوی آیندهای شایستهتر.






ثبت ديدگاه